دسترسی به اطلاعات، اعتماد میان مردم و دولت را مستحکم میسازد

(گفتگویی با چند شهروند عادی کشور در شهر مزار شریف، پیرامون دسترسی به اطلاعات) گفتگو گردان: نسیمه ازکیا دولتهایی که میخواهند نظام خود را دموکراتیک سازند، یا دولتهایی که ادعای دموکراتیک بودن را دارند، نیاز به یک سلسله اصول دارند و نظر به آن اصول و پایه ها، تشخیص میگردد که آیا این دولت دموکراتیک است یا نه؟ در پهلوی عناصر مهم دیگرمانند تفکیک قوا، ایجاد تشکلها، آزادیها، تشکیل احزاب ... یکی دیگر از مؤلفه های دموکراسی، دسترسی به اطلاعات است. در نظامهای دموکراتیک، مردم باید به آن دسته از اطلاعاتی که نیاز دارند دسترسی داشته باشند و آگاه باشند که در محیط و ماورای شان چی میگذرد و نظام انتخابی شان چگونه امور کشور را به پیش میبرد. همچنان با دسترسی داشتن مردم به اطلاعات، آنان آگاه میگردند که نظام انتخابی شان برای بهبود وضعیت آنها چی کارهایی میکند و این مسأله، فضای اعتماد میان مردم و نظام را به وجود می آورد. دسترسی به اطلاعات، از نیازهای جدی یک جامعه به شماد میرود. چون در نبود این حق، آزادی بیان، شفافیت و حسابدهی ... اصلاً معنایی پیدا نمیکنند و رسانه های آزاد و خبرنگاران در این حالات دچار مشکلات عمده میگردند و نمیتوانند نقش شان را به طور باید وشاید ایفا نمایند؛ چرا که آنها نمیتوانند به اطلاعاتی که باید برای مردم پخش و نشر گردند، دسترسی داشته باشند و نمیتوانند برای روشن ساختن اذهان عامه نقش بازی کنند. اما برخورد یا دسترسی به اطلاعات در افغانستان چگونه بوده است؟ مادۀ پنجاهم قانون اساسی افغانستان اشاره به این موضوع میرساند که شهروندان افغانستان تا حدی که به دیگران صدمه وارد نگردد، مطابق به احکام قانون، حق دسترسی به اطلاعات از نهادهای دولتی را دارند. اما مشکل عمده اینست که یک چهارچوب حقوقی که این موضوع را شکل رسمی بدهد تا حال وجود ندارد؛ تا مردم بتوانند…

ادامه خواندن دسترسی به اطلاعات، اعتماد میان مردم و دولت را مستحکم میسازد

هنوز نیاز به «شب‌نامه» داریم

پرس‌وشنید فهیم رسا با داکتر سمیع حامد، شاعر و نویسنده آقای حامد، من گمان می‌کنم دربارۀ بسیاری از مباحث مربوط به حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی که در ده سال پسین به گونۀ مستمر موضوع گفت‌وگوهای جریان‌های گونه‌گون بوده است، فهم درستی وجود ندارد و می‌توان گفت در بارۀ مقولۀ آزادی بیان هم چنین است و همین سوء‌برداشت موجب سوء‌استفاده از آزادی بیان شده است. برای آغاز بحث می‌شود دریافت‌تان را از آزادی بیان بگویید. آدم‌ها در بارۀ آزادی بیان می‌توانند برداشت‌های گوناگونی داشته باشند و در چشم‌انداز این برداشت‌ها، خط‌ها و خطا‌ها و خطرهای بیان آزاد را مشخص کنند. چنان‌که ما با برداشت‌های مطلق‌انگار، موقعیت‌گرا، توازن‌اندیش، دست‌رسی‌محور و... رو‌به‌رو می‌شویم و می‌بینیم که یکی می‌گوید «هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو» دیگری می‌گوید «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد» و یکی هم فریاد می‌زند «چه سود از گفتنِ ما او اگر نشنید این آهنگ» است... امّا در عمل «آزادی بیان» چیزی کم‌تر و بیش‌تر از یک حقّ پشتیبانی‌شدۀ بین‌المللی نیست... حقی که در مادۀ نوزدهم اعلامیّۀ جهانی حقوق بشر و میثاق‌ها و آیین‌نامه‌های استوار بر آن مشخص شده است و دولت‌های پیمان‌بسته ناگزیر‌اند در پیوند با دولت/شهروند و شهروند/شهروند پاسدار این حق باشند و از آن‌جا که سخن از «آزادی بیان» است، می‌دانیم که آماج از «بیان آزاد» اندیشه‌هایی‌اند که «چالش‌انگیز»‌‌اند و در زمینه‌های استبدادی «مجاز» نیستند... درک این مسأله بسیار مهم است... ما دو گونه بیان داریم: یکی بیانی که فکری و فضایی را به چالش نمی‌کشد و در آن «دگراندیشی» و «مخالفت» نیست و دیگر بیانی که «مخالف» است و صورت‌بندی‌های موجود اندیشه‌گی را به چالش می‌کشد و آماج آن رسیدن به برداشتی تازه یا تأیید برداشتی مشخص از طریق «گفت‌وگو» است. آزادی بیان حقی مشترک است: هم به من و هم به مخالف من تعلّق دارد. پس خود «بی‌طرف» است. آزادی بیان…

ادامه خواندن هنوز نیاز به «شب‌نامه» داریم

تلویزیون «ســبا» و رادیو«نوا» دو نام ارزشمند در خانوادۀ رسانه های کشور

تلویزیون «سبا» نامیست آشنا در خانوادۀ رسانه های کشور. اعتدال، تخصص و کارایی، سه مؤلفه اصلی کاری این رسانۀ فعال را تشکیل داده است. پس از دوران طالبان، زمینه های مساعدی برای رشد بی نظیر رسانه ها در کشور مساعد گردید؛ امّا درین میان، برخی از رسانه های وابسته و در بند ایدیولوژیها و کنشهای سیاسی نیز ظهور کردند. شناخت از رسانه های متعهد به ارزشهای ژورنالیسم دموکراتیک، زمان زیادی را دربر نگرفت. چون رسانه های رسالتمند، به زودی، در میان شهروندان افغانستان، خود را به اثبات رسانیدند. مردم نیز به زودی توانستد سچه و ناسچه را از هم تفکیک دهند. یکی ازین رسانه هایی که به زودی، در میان مردم جا باز کرد، تلویزیون «سبا» بود. جالب ترین ویژه گی و ابتکار تلویزیون سبا در استخدام جوانانی است، که به ارزشهای حقوق بشر، دموکراسی و آزادی، تعهد و رسالت دارند. برخی ازین جوانان، از مدافعین و فعالین حقوق بشر و جامعۀ مدنی استند که با شبکۀ جامعۀ مدنی و حقوق بشر افغانستان، همکاری داشته اند. امروز این جوانان ارزشمند، کارهای بزرگی را برای تعمیم اندوخته های حقوق بشری، از طریق تلویزیون سبا و رادیو نوا انجام میدهند. نقش این جوانان رسالتمند را میتوان در برنامه های خبری، تحلیلی، هنری و پژوهشی تلویزیون سبا، به خوبی مشاهده کرد. برنامه های آگاهیدهی تلویزیون سبا از موازین و هنجارهای قبول شدۀ حقوق بشر، موازین دولت سازی، ملت سازی، نهادسازیهای دوران گذار، عدالت انتقالی، تعددگرایی و ایجاد جامعۀ مدنی، نهادینه شدن فرهنگ گفتگو، از ظرفیت و کیفیت قابل قدری بهره مند است. درین برنامه ها، تحلیلگران و شخصیتهای صاحب اندیشه و نظر، مسایلِ با اهمیتِ روز را به بحث میگیرند. گرداننده گان این برنامه ها، که آگاهیِ خوبی از موضوعاتِ قابل بحث دارند، جریان مباحثات را با دلچسپی زیادی گرداننده گی مینمایند، که پیامهای جالبی را به بیننده گان خویش وسیله…

ادامه خواندن تلویزیون «ســبا» و رادیو«نوا» دو نام ارزشمند در خانوادۀ رسانه های کشور

دست نیافتن به اطلاعات حق کُشی است!

عبدالاحمد یکی از اهالی شهر بامیان: مصاحبه کننده: طیبه خاوری پرسش: شما به حیث یک شهروند، آیا دسترسی به اطلاعات را به عنوان یک حق میبینید یا خیر؟ پاسخ: بله حق هر شهروند است که باید دسترسی به اطلاعات داشته باشد. من یک افغان هستم و در این مملکت زنده گی میکنیم و در تمام غم و شادی این مملکت شریک هستم، پس باید این حق را داشته باشم که از جریانات کشور خود با خبر باشیم. پرسش: به نظر شما حق دسترسی به اطلاعات در زنده گی روزمرۀ انسان چه تأثیر و اهمیتی دارد؟ پاسخ: وقتی دسترسی به اطلاعات داشته باشیم، از همه تحولات جهان و از تمام جریاناتی که در کشور ما و سایر کشور ها اتفاق می افتد باخبر میشویم و اگر باخبر نباشیم، چه میدانیم که عدالت هست یا نیست و چه جریانی میگذرد، مثل این است که در تاریکی زنده گی نماییم. پرسش: به نظر شما بی خبری از اطلاعات چه پیامدی را در پی خواهد داشت و چرا حق دسترسی به اطلاعات باید تأمین گردد؟ پاسخ: دست نیافتن به اطلاعات حق کشی است، تخطی از قانون است. هر قدر ظلم و فساد در دولت باشد ما بیخبر خواهیم بود و نمیدانیم این دولت به نفع ماست یا به ضرر ما، دولت ما خیانتکار است و یا خدمتگزار مردم. بی خبری مردم از رویدادهای سیاسی و اجتماعی کشور، افزایش بی عدالتی، ظلم و فساد، نا امنی، نادیده گرفتن مسؤولیتها و صدها مصیبت دیگری را در پی خواهد داشت. در مورد این که پرسیدید چرا باید حق دسترسی به اطلاعات تأمین گردد، باید گفت که با دسترسی مردم به اطلاعات، زمینه یی برای تأمین حقوق انسانها بوجود می آید؛ زیرا وقتی ما از فساد و عاملین آن باخبر باشیم، با آن مجادله صورت میگیرد و بالاخره فساد از بین میرود. کمی و کاستی ارگانها…

ادامه خواندن دست نیافتن به اطلاعات حق کُشی است!

دستنامه آموزشی انتخابات

به نام خداوند دانا و توانا دستنامه آموزشی انتخابات پیشگفتار انتخابات، یا مراجعه به آرای مردم، برای گزینش رییس جمهور یا نمایندگان مردم در پارلمان و یا رهبر یک حزب سیاسی و دیگر نهادهای ممثل اراده جمعی یکی از اصول و ارکان دموکراسی می باشد، که سابقۀ آن با نخستین تجربه های مظاهر دموکراسی توسط بشر گره می خورد. انتخابات در گذرگاه زمان و همراه با توسعۀ مناسبات و تعاملات فکری بشر، با پیراست و ویراست های زیاد همراه بوده است. با این حال، تجلی رأی و نظر مردم در سیاست و رهبری سیاسی جامعه، هدف اصلی آن بوده است. انتخابات میکانیسمی است که تمام اقشار واجد شرایط رای یک جامعه می توانند به وسیلۀ آن در تعیین سرنوشت سیاسی خود و انتخاب مدیران و رهبران سیاسی جامعه شرکت کرده و خواست و نظر خود را در امور جمعی متبلور سازند. میکانیسم انتخابات، با توجه به شرایط فرهنگی و فکری هرجامعه متفاوت می باشد، که بیشترینه یک نهاد مستقل به نام کمیسیون انتخابات یا کمیتۀ انتخابات، آن را رهبری و مدیریت می نماید. نقش دولت در پروسۀ انتخابات، تأمین کننده امنیت و تسهیل کننده شرایط برگزاری انتخابات تعبیر می گردد و خود حق دخالت در امور آن را نداشته و تأمین کننده امنیت و دیگر ملزوماتِ آن، محسوب می شود. فهم و شناخت مردم از انتخابات و اهمّیتِ آن، مستلزم بلوغِ فکریِ جامعه و همچنان طرح و تدوین برنامه های آموزشیِ مناسب و ارایۀ آن از مجرای رسانه های همگانی برای مردم و توزیعِ رهنمودها و دستنامه های آموزشی می باشد، که مردم با استفاده از آن بتوانند از اهمّیتِ انتخابات و اهمّیتِ آرای خود برای تعیینِ مدیر مناسب و تعریف سرنوشت سیاسی جامعه، آگاهی لازم را حاصل نموده و در پروسۀ انتخابات شرکت نمایند. «دستنامۀ آموزشی انتخابات »، به منظور ارتقای آگاهی مردم نسبت به انتخابات و…

ادامه خواندن دستنامه آموزشی انتخابات

آسیب شناسی جامعۀ مدنی درافغانستان

فردینا سروش- هرات مقدمه در اغلب کشورهای جهان سوم، خصوصیاتی را مانند ضعیف بودن جامعه، نبود تشکل احزاب سیاسی و صنفی، نبود فرهنگ فردی مثبت، تشتت و پراکنده گی اجتماعی، بی اعتمادی گسترده، بی قانونی، بی سوادی، عدم آگاهی سیاسی و در مجموع نبود یک سیستم معین را شاهدیم، که سدیست در راه تحقق جامعۀ مدنی و رشد آن. افغانستان نیز به عنوان یک کشور جهان سومی، همواره ازاین ضعفها و نهاد گریزی، فقدان اجماع نظر، قبیله گرایی و نا امنی، آسیب پذیر بوده است؛ بنا بر این، ضروری است تا در این راستا، مشخصات فرهنگی ما تحول نماید. باید متذکر شد که ضعفها، همه قابل اصلاح است و برای اصلاح آنها باید در فرهنگ خود جا باز نماییم تا جامعۀ مدنی تحقق یابد؛ چون جامعۀ مدنی، مقولۀ هنجاری است، هنجاری نگریستن به معنای به دنبال وضعیت بهتر بودن است. پس باید عموم مردم منطق و شیوه های کار جمعی را بیاموزند، یعنی تحمل و دیگر پذیری و روحیۀ کار جمعی در آنها نهادینه شود. بطور عموم در کشورهای در حال توسعه، مردم عادتاً دولت را متولی و مسؤول تحولات و تغییرات میدانند. این وضعیت بخاطریست که جامعه در این کشورها ضعیف است و از سوی دیگر، تشکل سازماندهی برای تحقق امور در این کشورها مشکل است؛ اما در کشورهایی مانند جاپان و انگلستان، وضعیت بر عکس است. مردم، تشکلهای مختلف صنفی، صنعتی و کارگری را حل کنندۀ مشکلات میدانند و دولت را تنها حامی امنیت میدانند، نه مشکل گشای تمامی مسایل یک جامعه.(۱) برای درک بهتر موضوع، آسیبهای جامعۀ مدنی در افغانستان را به گونۀ ذیل شاخص بندی مینماییم. الف: چند پارچه گی های اجتماعی (نبود انسجام فرهنگی) درکشورهای جهان سوم، جامعه ضعیف است، هر قدر در جامعه یی تشکل قویتر باشد، آن جامعه قویتر است. در افغانستان نیز این موضوع به عنوان یک کشور جهان سومی…

ادامه خواندن آسیب شناسی جامعۀ مدنی درافغانستان

جامعۀ جهانی؛ جامعۀ انسانی

محمد حسین سرامد یکی دو هفته پیش، جهان، شاهدِ برگزاریِ «کنفرانسِ بین المللیِ افغانستان در بُن» بود. این کنفرانس، ده سال پس از کنفرانسِ بین المللیِ بُن در مورد افغانستان، که در سالِ ۲۰۰۱ میلادی برگزار شده بود، راه اندازی گردید. در فاصله بینِ این دو کنفرانس، چندین کنفرانسِ مهمِ بین المللیِ دیگر نیز در رابطه به افغانستان برگزار شده است، که کنفرانسهای توکیو، هاگ، لیسبون، لندن و کابل، از مهمترینِ آنان محسوب میشود. در سالِ ۲۰۰۱، کنفرانسِ بُن، ادارۀ جدیدِ افغانستانِ بعد از طالبان را به وجود آورد. قبل از آن، افغانستان، دهها سال جنگ، ویرانی، وحشت و استبداد را پشتِ سر گذاشته بود و در زمانِ حکومتِ مجاهدین و طالبان، این کشور، به انزوای جهانی دچار شده بود. امّا، بعد از سقوطِ طالبان (و البته پیشتر از آن، با وقوعِ حادثۀ یازدهمِ سپتامبر)، افغانستان، در محورِ توجه جامعۀ جهانی قرار گرفت. هرچند بدیهی است، که کشورهای مختلفِ جهان، از دریچۀ منافعِ خودِ شان و با دیدگاه کاملاً شخصی به مسألۀ افغانستان نگاه میکردند؛ امّا، نکتۀ مهم برای افغانستان این بود که این کشور، از انزوای وحشتناکِ گذشته بیرون آمد و فرصت یافت که خود را از بدبختیها و مصائبی که در دهه های گذشته دچارش بود، نجات دهد. افغانستان، بعد از سقوطِ حاکمیتِ طالبان، این شانس را یافت که اجماعِ نسبیِ جامعۀ جهانی را در موردِ مسایلِ خود به دست بیاورد و منافع اش نیز در مسیرِ اهدافِ جامعۀ جهانی قرار گیرد. از این رو میتوان گفت که بیرون آمدنِ افغانستان از انزوای جهانی و قرار گرفتنِ آن در محورِ توجهاتِ کشورهای جهان، یک اتفاق بوده و از آن زمان به بعد، افغانستان به یک عضوِ قابلِ توجه جامعۀ جهانی تبدیل شده است. مفهومِ جامعۀ جهانی، یک مفهومِ نسبتاً جدید است، که با گسترشِ ارتباطات و روابط میانِ جوامعِ مختلفِ جهان و ایجادِ سازمانِ مللِ متحد،…

ادامه خواندن جامعۀ جهانی؛ جامعۀ انسانی

آزادی بیان: پیش‌زمینۀ بااهمّیّت برای گسترش حقوقِ شهروندی

سرِ سخن آزادی بیان: پیش‌زمینۀ بااهمّیّت برای گسترش حقوقِ شهروندی آزادی بیان در فرهنگِ حقوق بشــرِ بین ‌ المللی، در کانونِ حقوق شهروندی - سیاسی جا گرفته است. آزادی بیان، یکی از بنیادی ‌‌ ترین حقوق شهروندی است که با بهره‌بُردن از آن، شهروندان می‌توانند دیدگاه ‌ های‌شان را با یک‌دیگر در میان بگذارند و تأمین ارتباط کنند. آزادی بیان، شاه ‌ رگ پیکرۀ حقوق بشر نامیده می‌شود که در مادۀ نوزدهم اعلامیّۀ جهانی حقوق بشر، از حقوقِ بنیادی بشری شناخته شده است. کنوانسیون بین ‌ المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز، آزادی بیان را به عنوان یکی از اساسی ‌ ترین حقوقِ شهروندی، به رسمیّت شناخته است. آزادی بیان در افغانستان، پیشینۀ زیادی ندارد. رژیم ‌ های سیاسی، در دوره ‌ های گونه‌گون شکل ‌ گیری دولت مرکزی در افغانستان، نگذاشتند که آزادی بیان در این کشور، بروید و ببالد. سانسور، به عنوانِ وسیلۀ حاکمیت ایدیالوژی حاکم، مانع هر گونه اصلاحات در برابرِ آزادی بیان پنداشته شده است. حاکمیّت فکری رژیم ‌ های سیاسی بر رسانه ‌ ها، چنان غلبه می ‌ کرده، که مجال برای شکل‌گیری رسانه‌های آزاد را ناممکن می‌ساخته است. هوادارانِ آزادی بیان و یا دیگراندیشان، همیشه مورد پَی‌گرد قرار می‌گرفتند و برای‌شان محدودیّت‌های گسترده‌یی طرح‌ریزی می‌شد. مطلق‌گرایی، ویژه‌گی مهم شیوۀ حکومت‌داری این دولت‌ها را می‌ساخته است. هرچند تاریخ نشان داده است که آزادی بیان، طرف‌داران و سربازان جان‌گدازی نیز داشته است که در این راه گام برداشته‌اند و حتّا جان سپرده‌اند. پس از واژگونی رژیم طالبان، ما گواه دگرگونی‌های گسترده ‌ یی در کشور بوده ‌ ایم که زمینه ‌ را برای تعمیم و گسترش فرهنگِ حقوق شهروندی، فراهم گردانید. برای نخستین بار، آزادی ‌ های بنیادی شهروندی در کشور، جنبۀ قانونی یافتند و فصلِ دوّم قانون اساسی افغانستان، ویژۀ این آزادی‌ها شد. دولت موظف به تطبیق این ارزش ‌ ها شد و…

ادامه خواندن آزادی بیان: پیش‌زمینۀ بااهمّیّت برای گسترش حقوقِ شهروندی

دمکراسی، در نبود حضور فعال جامعۀ مدنی، ناقص است

گفتگو با ویدا ساغری کارمند مؤسسۀ توسعۀ اجتماعی و عضو شبکۀ جامعۀ مدنی و حقوق بشر در شهر هرات گفتگو گردان: رامین احمدی لطفاً در مورد نهاد تان معلومات مختصر ارایه کنید؟ مؤسسۀ توسعۀ اجتماعی افغانستان، یک نهاد مدنی است که هدف عمدۀ کاری اش بلند بردن سطح آگاهی مردم در رابطه به مفاهیم و ارزشهای دمکراسی میباشد. به نظر شما، در یک انتخابات سالم، کدام معیارها باید رعایت شود؟ به نظر من امنیت، شفافیت و همگانی بودن انتخابات از جملۀ معیارهای مهم و اصلی برای یک انتخابات سالم است. در نبود امنیت هیج حرکت دمکراتیک کارایی سالمش را نخواهد داشت و به تبع آن شفافیت و همگانی بودن نیز قربانی این مسأله خواهد شد. در افغانستان، که به باور اکثریت قریب به اتفاق تحلیلگران سیاسی ـ اجتماعی، جامعه یی است در حال گذار به دمکراسی، تأمین امنیت فزیکی و روانی شهروندان، باید در صدر اجندای دمکراتیزاسیون افغانستان، چه در پلانهای راهبردی درونی دولت افغانستان و چه هم در طرحها و پالیسیهای کشورهایی که در حمایت از دمکراسی نوپای ما در کشور حضور دارند، باید قرار گیرد. شفافیت نیز از مهم ترین مفاهیمی است که باید جدی گرفته شود. وقتی بحث از دمکراسی به میان می آید، شفافیت، هویت آن است؛ یعنی در نبود شفافیت، دمکراسی بدون هویت است و وقتی دمکراسی در فقدان شفافیت بی هویت میشود، یعنی از مشروعیت لازم برخوردار نیست. پس نتیجه این میشود که، در نبود امنیت فزیکی و روانی در جامعه، بحران بی اعتمادی شکل میگیرد و بی اعتمادی در مناسبات اجتماعی، یعنی نبود شفافیت و در نبود شفافیت، تطبیق مفاهیم و مؤلفه های دمکراسی، همگانی بودن دمکراسی، که مسأله یی است بی نهایت مهم و تعیین کننده، به اضمحلال کشانیده خواهد شد. اینجاست که مردم به جای اعتماد به پروسۀ دمکراسی، بیشتر به سوی بی اعتمادی رو می آورند و در…

ادامه خواندن دمکراسی، در نبود حضور فعال جامعۀ مدنی، ناقص است

چه باید کرد ها

"نــــــــگاه ژرف" رشته برنامه های تحلیلی پیرامون گفتمان های ارزشی در پیوند با فرهنگ حقوق بشر ۱۸٫۰۵٫۲۰۱۱ برنامۀ بیست و چهارم: چه باید کرد ها پژوهش از ملک ستیز، پژوهشگر امور بین المللی مجری برنامه: حشمت الله رادفر بیست و چهارمین و واپسین برنامه از مجموعه برنامه های نگاه ژرف به ارزیابی و بررسی موضوعات مطرح شده در برنامه های گذشته ویژه شده است. آقای ملک ستیز پژوهشگر امور بین المللی مهمان ویژه ی این برنامه با مثبت ارزیابی کردن موضوع هایی که در این برنامه ها مورد بحث قرار گرفته، پیشنهاد های مشخصی را در پیوند با رعایت قوانین بشردوستانه بین المللی در افغانستان عنوانی رسانه ها، جامعه مدنی، دولت، طرف های درگیر جنگ (نیرو های بین المللی و نهاد های امنیتی افغانستان) و جامعه بین المللی مطرح کرده اند. با توجه به این که در سراسر برنامه های نگاه ژرف گفتمان های ارزشی در پیوند با حقوق بشر و حقوق بشر خواهانه بین المللی در افغانستان به تحلیل گرفته شده، تلاش صورت گرفته تا مصوونیت جان غیرنظامیان و رعایت قوانین جنگ به یک گفتمان فراگیر در سطح رسانه ها، جامعه مدنی و مردم افغانستان مبدل شود. در این برنامه آقای ستیز به پرسش های کلیدی در پیوند با پیام اصلی این مجموعه برنامه، چه باید کرد ها و پیش زمینه های صلح پروری در افغانستان از ورای رعایت قوانین بشر دوستانه ی بین المللی پاسخ داده است.

ادامه خواندن چه باید کرد ها